بخش اخبار

بهشتی کوچک دراصفهان

1396/03/17
فرستاده شده توسط  مدير سايت
2076 بار نمایش

نشست خبری اصحاب چرائد وروزنامه ها باهیئت مدیره کودکان بهشت

این نشست پیرامون کمپین سهم من ازبهشت برگزار گردیده است که گزارش روزنامه نسل فردا مورخ۱۳۹۶/۳/۱۷ پیرامون کمپین مذکوردرادامه ازنظرشریفتان خواهد گذشت

 

از سیر تا پیاز موسسه «بهشت» از زبان «بنفشه خاموشیان»، مدیر عامل انجمن کودکان؛

کارآموزان انجمن بهشت هنرمندند؛ می‌خواهم به بهشت بروم

دیدنی‌ترین جای موسسه بهشت سالنی است که از دو طرف آن کلاس‌های مختلف آموزشی قرار دارد؛ این سالن پر است از تابلوهای نقاشی، میناکاری و معرق که طی سال‌ها فعالیت این موسسه خیریه توسط کارآموزان آن نقش زده شده است. نقش‌های نقاشی، متفاوت و متنوع است؛ از گل‌های آفتابگردان گرفته تا دسته گل‌های رنگارنگ و اسب‌های سرگردان در دشت‌های بازگرفته تا آهوان کنار چشمه‌های آب و از تیغ آفتاب بر ستیغ کوه گرفته تا کوهستان‌های برفی غمگین تا گل و بوته و اسلیمی‌هایی که پنجه در کاسه‌های مسی کشیده؛ اینها همه نقش و نگارهایی است که توان‌یابان موسسه «بهشت» کشیده‌اند. ایده موسسه از یک اتفاق شروع شد. از کمک به کودکانی مثل «سجاد» فرزند موسس این خیریه. «بنفشه خاموشیان»، مدیر عامل انجمن کودکان «بهشت» که به «نصر» مشهور است، از حامیان معلولان جسمی و حرکتی و ذهنی از سال 76 فعالیت خود را شروع کرد؛ زمانی که فرزند خودش سجاد با بیماری فلج مغزی یا cp دست و پنجه نرم می‌کرد و او از نزدیک با مشکلات این کودکان آشنا شد و آن را لمس کرد. همین موضوع باعث شد که او و دیگر والدین به فکر افتتاح انجمن کودکان بهشت بیفتند تا در زمینه احقاق حق کودکانی همچون سجاد تلاش کنند. بنابراین این موسسه در سال 1385 به شماره ثبتی 1943 به ثبت رسید و فعالیت خود را آغاز کرد.

نویسنده : دریا قدرتی پور

شما برای بچه‌های معلول، بهشت کوچکی را ایجاد کرده‌اید؛ درست است؟
بله بهشت ما از یک پارکینگ کوچک شروع شد، فقط به این واسطه که بچه‌ها احساس وجود کنند. در واقع هدف از تأسیس این موسسه، کاهش و رفع معضلات کودکان معلول واعتلای جایگاه آنها در جامعه، آگاه سازی و آشنا سازی جامعه و خانواده‌ها با مسائل و مشکلات معلولین، کمک به فرآیند اجتماعی شدن و اشتغال کودکان با نیازهای خاص ذهنی جسمی از طریق تعامل با مؤسسات و نهادهای مرتبط، ارائه‌ خدمات مشاوره‌ فرهنگی، آموزشی، توانبخشی نظیر کار درمانی و گفتار درمانی، تلاش برای جلب مساعدت‌های مالی و معنوی افراد خیر بود.
طی 11 سال فعالیت موسسه خیریه کودکان بهشت گذشته از مدرکی که این آموزشگاه به کارآموزان خود می‌دهد و از اعتبار قابل قبول آن که بگذریم، موسسه کودکان بهشت مشهور به این است که برای افراد دارای معلولیت، ایجاد انگیزه و امید می‌کند؛
 راز موفقیت شما در این زمینه چیست؟
بگذارید من صحبتم را با یک نمونه که خودم به چشم دیده‌ام شروع کنم. پدری که گریه می‌کرد که بعد از 10 سال بچه من از گوشه نشینی در خانه حس خوبی به او دست داده و می‌گوید من‌را ببر بهشت، می‌خواهم بروم کلاس. این موسسه در نظر دارد کودکان معلول (جسمی ذهنی) تحت پوشش را در کلاس‌های مختلف در زمینه‌های فکری، آموزشی، مذهبی و ورزشی شرکت دهد. این بچه‌ها یاد می‌گیرند که با نقص عضوشان کنار بیایند، می‌فهمند که زندگی همین است، حالا اگر به صورت مادرزادی یا به صورت تصادفی به نقص عضو دچار می‌شوند زندگیشان به پایان نرسیده و می‌توانند به مدارج بالا برسند این نگرش که در مجموعه مدیریتی بهشت و مربیان این خیریه وجود دارد، در توان‌یابان، انگیزه و امید ایجاد می‌کند.
پس شما در این خیریه در اولین مرحله، کاری می‌کنید که افراد با ناتوانی خود کنار بیایند؟
بهتر است اسمش را نگذاریم ناتوانی؛ ما برای کارآموزانمان از واژه توان‌یاب استفاده می‌کنیم. در واقع واژه معلول که کاربرد آن مرسوم است، واژه مناسبی نیست؛ چرا که نوعی ضعف را در افراد به یاد می‌آورد. می‌خواهیم بگوییم که اصلاً چنین چیزی نیست و مخالف این هستیم که افراد دچار نقص عضو و ضعیف و ناتوان هستند. برعکس چنین اعتقاد داریم که آن‌ها کاملاً توانمندند. پس کار ما و اولین گام ما این نیست که بخواهیم افراد را متقاعد کنیم که با ضعف خود کنار بیایند؛ بلکه ما با آموزش و کمک به کارآموزان به آنها توان و انگیزه می‌دهیم. اینجا معجزه نمی‌کنیم؛ کار ما آشنا کردن افراد با واقعیت وجودی خودشان است تا بتوانند مثل تمامی افراد جامعه کار کنند و موفق باشند. خوشبختانه طی این سال‌ها با موفقیت‌های چشمگیری مواجه بوده‌ایم؛ موفقیت ما یعنی موفقیت کارآموزان؛ اینجا کارآموزانی داشته‌ایم که به موفقیت‌های چشمگیر و مدارج بالای علمی و هنری رسیده‌اند؛ اگر معلولیت را محدودیتی تعریف کنیم که می‌شود با تلاش و فعالیت آن را از بین برد، همه ما معلولیم؛ فقط درصدش فرق می‌کند. مهم روح و ذهن افراد است و اینکه فلسفه‌شان در مورد زندگی چه باشد وگرنه افراد به اصطلاح سالمی هستند که بسیار ضعیف و ناتوان ناموفق در زندگی فردی و اجتماعی خود هستند و برعکس افرادی که آنها را معلول می‌نامیم وجود دارند که به مدارج بالایی رسیده‌اند. ما بر اساس باور و اطمینان به توانمندی توان‌یابان آن‌ها را آموزش می‌دهیم و امید داریم روز به روز به تعداد کارآموزانمان اضافه شود.
در جامعه چطور؟ آیا تعریف شما از معلولیت در جامعه هم نهادینه شده است یا تعریف و تصور دیگری وجود دارد؟
بله در موفقیت توان‌یابان جامعه و نگاه مردم بسیار تأثیر دارد. باید این نگرش عوض شود که افراد معلول ناتوان هستند و به هر حال جا انداختن این فرهنگ زمان بر است و البته رسیدن به این نگرش کار آسانی نیست. هم اکنون در دانشگاه‌های ما متاسفانه فضای مناسب معلولان به شکل جدی مناسب سازی نشده است؛ دانشجوی جسمی حرکتی ما مجبور است با ویلچر از چند طبقه بالا برود و این سخت است و ممکن است به خانه‌نشین شدن افراد بینجامد؛ اگر محیط‌های دانشگاهی مناسب سازی شده باشند، شاید دیگر نیازی به آموزش عالی مجزا برای افراد معلول نباشد؛ از طرف دیگر شیوه‌های آموزشی ما مناسب یا متناسب با توانایی‌های افراد دارای معلولیت است و این می‌تواند دلیلی باشد برای اینکه حداقل در چند رشته مجوز آموزش عالی افراد دارای معلولیت به ما داده شود. از سویی دیگر برخی از بچه‌ها دوست دارند از موزه یا مراکز تفریحی استفاده کنند، اما نمی‌توانند یا مادران می‌خواهند قدری استراحت کنند و کرامت مادران معلول‌دار در زمینه امور فرهنگی باید رعایت شود و کسانی که برنامه ریزان فرهنگ هستند، باید این بعد را هم در نظر بگیرند.
این نکته‌ای که اشاره کردید دقیقا ملموس است. یعنی یکی از روش‌هایی که برای توانمند کردن معلولان در همه جای جهان به کار می‌رود، این است که آنها را از محیط ایزوله خارج کنند، یعنی آنها با افراد عادی در یک جا باشند و در یک جا آموزش ببینند؛ حتی در سطح مدارس هم افراد معلول را از افراد عادی جدا نمی‌کنند. این تز در ایران هم دنبال می‌شود.
بله دقیقاً. به واسطه حضور در مجامعی که متولی معلولان هستند توانستیم نوع نگاه‌ها را بسیار تغییر دهیم. براساس جلسات با گروه‌های مختلف و این موضوع نسبت به ابتدای امر خیلی تغییر کرده است.
یک کار خاصی که انجمن ما انجام داده که بچه‌ها از فضای عزلت گزینی بیرون بیایند و به خودباوری برسند، این بوده که سال 93 در واقع با خرید و تجهیز این مرکز از طریق مرحوم بحرینیان برای بچه‌ها خریداری شده و مرکز آموزش انجمن را با مجوز فنی و حرفه‌ای برای بچه‌ها ایجاد کردیم که این در خودباوری بچه‌ها نقش داشته و در واقع در این خیریه آموزش‌هایی که می‌بینند در ورود به جامعه تأثیر زیادی دارد و این برایشان بسیار خوشایند است.
چه آموزش‌هایی به افراد دارای معلولیت می‌دهید؟
زیربنای ساختمان این مؤسسه حدوداً 400 متر مربع است که شامل شش کلاس برای کودکان معلول جسمی ذهنی، یک اتاق برای انبارداری وسایل و دفتر کلاس است. این کلاس‌ها چند منظوره هستند؛ سفال سازی، کامپیوتر، نقاشی، بازی درمانی، گفتار درمانی، مشاوره، معاینات و از سالن این مؤسسه به عنوان سالن ورزش‌های خاص، بوچیا با توپی مخصوص و... استفاده می‌شود.
دلیل اینکه مدرکی که در خیریه بهشت به کارآموزان می‌دهد از اعتبار قابل توجهی برخوردار است، چیست؟
ما دو دسته مربی داریم؛ مربیان حقوق بگیر و مربیانی که به شکل داوطلبانه و صرفاً با اهداف خیرخواهانه این کار را انجام می‌دهند و دلیل این موضوع وسواس در آموزش است؛ وقتی بچه‌ها آموزش می‌بینند به آنها مدارک داده می‌شود و این مدارک به فنی و حرفه‌ای فرستاده می‌شود و مدرک می‌گیرند.
از همکاری خیرین با این خیریه صحبت کردید. پس به جز کمک‌های مالی از دیگر کمک‌های نیکوکارانه هم استقبال می‌کنید؟
بله صد در صد. یکی از اهداف ما از خرید ساختمان روبه‌رو این است که در بحث اشتغالزایی و توانبخشی بتوانیم کاری کنیم؛ چون ما متولی امور این بچه‌ها هستیم شاید بتوانند کاری انجام دهند؛ اما آن‌طور که باید و شاید همکاری لازم را ندارند، اما تا بوده کارهایی که انجام شده از طریق اقدامات خودجوش مردمی بوده است و این است که به طور مثال سازمان بهزیستی به عنوان متولی اصلی این افراد توقع چندانی نمی‌شود داشت؛ متاسفانه اصفهان از جمله شهرهایی است که تعداد معلولین زیادتری دارد و امیدواریم بتوانیم از طریق خیرین کاری برای اینها انجام دهیم.
یکی از مشکلات این بچه‌ها هزینه‌های بالای توانبخشی است؛ آیا در این رابطه از خیرین کمک گرفته‌اید؟
بله در زمینه‌های توانبخشی به شکل ویژه وارد شده‌ایم و در زمینه کار درمانی و اشتغال به هر حال فردی که دچار معلولیت است، احتیاج دارد که با عضلاتش درگیر شود. متاسفانه هزینه‌های کاردرمانی بسیار زیاد است؛ فکری به ذهنمان رسید که با مشارکت حداکثری هموطنانمان به شکرانه سلامتی خود و خانواده‌هایشان کمپینی راه بیندازیم و با حداقل کمکی که می‌شود ساختمان روبه‌روی بهشت را خریداری کنیم و آنجا را به مرکز توانبخشی تبدیل کنیم که بر این اساس کمپین سهام مهربانی از اول ماه مبارک رمضان این اتفاق رقم خورده است و تمایل داریم که هر کس به هر شکلی که می‌تواند کمک کند. این سهام از مبلغ 5 هزار تومان شروع می‌شود؛ چون به 120 هزار سهم تقسیم شده است و بسته به شرایط اقتصادی افراد که مشارکت می‌کنند می‌تواند سهم‌های بیشتری داشته باشند و تجربه شیرین کار خیر کردن را از طریق این کمپین داشته باشند. این کمپین از طریق گروه تلگرام و از طریق ربات به راحتی اعمال می‌شود و خیرین می‌توانند تنها با وارد شدن به این کانال و پرداخت وجه در این امر خیر سهیم باشند.
چه تعداد افراد تحت پوشش شما هستند؟ و آیا در زمینه مشاوره هم کار می‌کنید؟
400 پرونده اینجا از افراد هستند که هر کدام سطوح متفاوتی از حمایت‌های ما را دارند. بسیاری از خانواده‌ها بی بضاعت هستند و شرایط کاملاً ناخوشایندی دارند که سعی می‌شود به این افراد کمک هزینه‌های بهداشتی، آموزشی، ارزاق و کمک هزینه آموزشی داده شود؛ از جمله دیگر برنامه‌های این موسسه اردوهای سیاحتی زیارتی و بسیاری از حمایت‌های دیگری است که امیدواریم گره‌ای از زندگی این افراد را باز کند. یکی دیگر از کارهایی که انجام می‌دهیم کارگاه‌های مشاوره به صورت گروهی و تکی است، این بچه‌ها به هر حال نیاز به مشاوره دارند و از ترحم بدشان می‌آید و دوست دارند به عنوان آدم‌های معمولی به آنها نگاه شود. به هر حال در زمینه ازدواج هم ممکن است دچار مشکلاتی شوند که از طریق مشاوره‌ها می‌توانند تصمیم درستی را اتخاذ کنند یا بچه‌هایی که با خانواده‌ها درگیری دارند، به شکل دیالکتیکی این عدم درک متقابل آنها را نیازمند می‌کند که با همدلی یک متخصص به مسیر درستی هدایت شوند.
هزینه‌های هرکدام از این بچه‌ها متفاوت است؟
وقتی می گویم بچه الزاماً این نیست که این افراد در سنین پایین باشند؛ گاهی بین 30 تا 35 سال هم هستند و بلکه بیشتر؛ اما به دلیل زلالیتی که در شخصیت هر کدام از اینهاست و در آدم‌های عادی نیست، نامشان را بچه می‌گذاریم و تعریفی از پاکی و معصومیتشان داریم. در مورد هزینه‌ها هم باید بگویم که چون بچه‌ها شرایط متفاوت دارند، بنابراین هزینه‌ها هم متفاوت است. برخی ایزوله هستند، برخی
cp، برخی بچه‌ها مشکلات ذهنی دارند و هیچ همکاری با دندانپزشک ندارند و هزینه‌های دندانپزشکی زیاد است؛ چون احتیاج دارند که بیهوش شوند و... بنابراین نمی‌توان گفت که هزینه‌ها یکسان است. به این خاطر که هر فرد به فراخور شرایطی که دارد هزینه‌هایش هم متفاوت است.
آیا کلاس‌های آموزشی شما هم هزینه بر است؟
بله به این خاطر که بچه‌ها بدون اینکه ریالی پرداخت کنند در این کلاس‌ها شرکت می‌کنند. انجمن، مرکز آموزشی دارد که بچه‌ها رایگان آموزش می‌بینند و احساس خوش مفید بودن می‌کنند. به هر حال چون ما نهادی اجتماعی، غیردولتی، غیر سیاسی و داوطلبانه هستیم، تامینی از نهادهای دولتی و مکان‌های خاصی نداریم و کلیه خدمات مردم نهاد است و احتیاجات مالی زیادی داریم.
مهم‌ترین فعالیت شما برگرداندن چند درصد به خودکفایی است؛ چقدر در این زمینه موفق بوده‌اید با توجه به اینکه معلولیت به هر حال عارضه‌ای است که آثارش برای تمام عمر در فرد باقی می‌ماند و شما باید در توانبخشی تلاش کنید که با دادن تکنیک‌های لازم محدودیت‌هایی که به واسطه این عارضه ایجاد می‌شود را کمرنگ کنید.
به هر حال اینها وقتی دوره تکمیلی را تمام کردند، به خودکفایی می‌توانند برسند. اما لازمه این موضوع وجود کارگاه‌ها و مراکزی است که آنها را به کار بگیرد و پتانسیلی که اینها دارند را زنده کرده و فعالیت بالقوه‌ای که بالفعل کرده‌اند را درست استفاده کنند. اگر از این بچه‌ها بعدها درست استفاده نشود، توانمندی که حاصل شده سرکوب می‌شود و ناراحتی که ایجاد شده صد چندان می‌شود. خودکفا شدن بچه‌ها تنها در سایه این موضوع میسر است که آنها را به کار بگیریم، البته تلاش می‌کنیم کارگاه‌هایی را دایر کنیم و خودمان آنها را به کار بگیریم، اما لازمه همه اینها بحث مالی و برنامه ریزی است که در قالب آن بشود برای این بچه‌ها کاری کرد و امیدواریم با اقدامات خودپسندانه بتوانیم این موضوع را به ثمر برسانیم. این را باید بدانیم که گاهی بستن یک دکمه که تنها یک ثانیه برای ما وقت می‌برد، متاسفانه ممکن است وقت زیادی را از این بچه‌ها بگیرد یا وابسته به غیر باشند و این موضوع برای آنها بسیار ناراحت‌کننده است و بنابراین کمک‌های توانبخشی می‌تواند کمک موثری برای خودکفایی این بچه‌ها باشد.
متوجه هستم که شما متولی اشتغالزایی نیستید؛ اما مهم‌ترین مسئله ای که می‌تواند این بچه‌ها را به جامعه برگرداند اشتغال است؛ آیا شما با ارگان‌های دولتی و خصوصی که بتوانند این افراد را به کار بگمارند، تعامل نداشته‌اید ؟
این مشکل وجود دارد و متاسفانه تنها با فعالیت ما حل نمی‌شود؛ اما تا جایی که بتوانیم در این زمینه فعالیت می‌کنیم. گاهی دوره‌های کارورزی که به توان یابانمان مدرک می‌دهیم می‌تواند بازار کار مناسبی برای آنها باشد؛ ولی به هر حال این آمار حداقل است و باید در این رابطه مراکز دولتی و خصوصی همت بیشتری داشته باشند و به معلول به چشم یک ناتوان نگاه نکنند.
از برنامه‌های آتی این خیریه بگویید. آیا قرار است پاک‌کن فعالیت‌های شما نگاه‌های تبعیض آمیز به این افراد را پاک و محو کند؟
ما دوست داریم که تمام هموطنانمان حالا چه ایرانی و چه خارج از کشور نوع نگاهشان به معلول عوض شود و بنای اصلی کارهای ما این است که چرخش چندین درجه‌ای را ایجاد کنیم که نگاه ترحم آمیز به این افراد نداشته باشیم و رفتار مناسب را اتخاذ کنیم؛ در واقع تغییر نوع نگاه جامعه از طریق درگیر کردن افراد جامعه برنامه بعدی در بحث‌های توانبخشی است تا آنها از طریق اشتغالزایی خودکفا شوند و زندگی معمولی که افراد دارند را داشته باشند و اهداف انجمن، توانبخشی و اشتغالزایی است و امیدواریم بینش افراد جامعه به این درجه عالی برسد که نیاز نباشد پاک‌کن دستمان بگیریم.

 

 

آمار بازدید
بازدید امروز : 17نفر
بازدید دیروز : 16 نفر
بازدید کلی : 82323 نفر
افراد آنلاین : 1 نفر
IP شما :52.203.18.65